شهرسازی مدرن بانمایی سنتی

 

 بررسی یک مشکل وارائه ی راه حل مناسبی برای آن

 

مشکل وجود ماشین درشهر

 

 

پروژه حومه نشینی نادرست ترین تخصیص منابع در تاریخ جهان است. اکنون برنامه ریزان و طراحان شهری منتقدند که برای تقویت شرایط محیطی و اجتماعی شهرها اولویت برتر این است که استفاده از ماشین قطع شود.

بررسی این مشکل را از بعد های مختلف وارائه ی راه حل آن را در ادامه ی مطلب بخوانید.

اجتماعی

به سبب اینکه ما بسیاری از اوقات خود را در ماشین ها و خانه های حومه ای خود محبوس هستیم، زمان یا فرصت کمی برای ارتباط اجتماعی و ملاقات های معمول تصادفی که در هنگام پیاده روی در طول پیاده روهای صمیمی و در حوالی فضاهای عمومی اتفاق می افتد، داریم. به این دلیل که ما زمان بیشتر و بیشتری گرفتار در ترافیک می گذرانیم، زمان کمتر و کمتری برای شرکت و درگیر شدن در جامعه خود داریم. بعلاوه ترکیب ناساختاری حومه ها با کیفیت پائین معماری اثری خراب بر همه دارد.

 

 

اقتصادی

اکنون ما وقت خود را بیش از هر زمانی در ترافیک با فشار روحی، و تقریبا 30% درآمدمان را بر پرداخت های بنزین، نگهداری و بیمه ماشین مصرف می کنیم. بیشترین مالیات های ما برای ساخت بی حد جاده ها و بزرگراه ها، با باقی مانده کمی برای مسائل باارزش مانند آموزش، ساخت و سازهای عمرانی، معماری کیفیت و عرصه های عمومی یا ساخت سیستم های جدید قطار خرج می شود. تلاش ما برای جلب رضایت برای استفاده از ماشین خشکاندن اقتصاد ملی مانند دارائی های شخصی ماست. بعلاوه همچنان که زمان بیشتر و بیشتری در گرفتاری در ترافیک به هدر می رود شبکه بزرگراه ها و فرودگاه ها در حال خفه کردن اقتصاد ملی و منطقه ای ماست. این بطور گسترده تولید ملی ما را پائین می آورد در حالیکه هزینه تجارت را برای هر کسی بالا می برد.

 

 

محیطی

تخلیه مداوم دود به اتمسفر که ماشین های ما روزانه انجام می دهند، اثرش را از راه های مختلف بر محیط جهان می گذارد، و به تنزل سیستم طبیعی که ما برای تقویت زندگی به آن وابسته هستیم ادامه می دهد. ساخت مداوم جاده یا بزرگراه های بیشتری با توسعه کم تراکم حومه نشینی مایل ها محیط طبیعی غیر قابل تعویض را مصرف می کند.

سلامت

کیفیت زندگی با گرفتار شدن بیشتر ما در ترافیک بدتر می شود. محیط زشت و تحت تسلط ماشین ما بسیار پرفشار، بی نهایت ناسالم (بوسیله سم مداوم دود که ما همه روزه تنفس می کنیم) و بسیار مرگبار (بوسیله تصادف های بی حد ماشینی) است. این محیط پر از فشار روحی اثر خود را بر ما از راه های بیشماری وارد می کند: خشم و فشار روحی زیاد، الکلیسم و سوء استفاده از دارو، بالا رفتن نرخ طلاق، افزایش میزان سرطان و بیماری های دیگر محیطی و نارضایتی کلی از زندگی هایمان.

 

راه حل: شهرهای پیاده رو

 

 

شهرهای پیاده رو (Pedestrian Cities)

 

طراحی مکان هایی برای آسایش و سرگرمی پیاده ها یکی از مهم ترین نمودهای شهرسازی نوین است. در سطوح بالای شهرسازی مناسب ترین مکان ها در جهان شهرهای با شبکه های یکپارچه از مسیرهای خالی از ماشین مشهور به شهرهای پیاده رو می باشد.

شهرهای پیاده رو در حال محبوب شدن در سراسر جهان است. امکان پیاده روی در ترکیبی از مغازه ها، رستوران ها، دکه های روزنامه فروشی، کافه ها و بازارهای سرباز به همراه مراکز کار و مجاورت با مکان های خالی از ماشین بالاترین سطح کیفیت زندگی را ارائه می دهد. اکنون خواسته در حال افزایشی برای پیاده رو کردن کل بخش های شهر و اتصال مستقیم به قطار وجود دارد.

 

ونیز ایتالیا بزرگ ترین شهر پیاده رو در دنیا شناخته شده است زیرا شامل خیابان های پیاده رو کاملا خالی از ماشین می باشد. کل شهر ماشینی که در خیابان ها کار کند ندارد. شهر کلا متراکم است که تا کنون آرامش بخش ترین و دلپذیرترین شهر در دنیا بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

کپنهاگ از دیگر شهرهای پیاده روی بزرگ جهان است. گرچه بوسیله خصوصیات قدیمی خاصی – مانند یک شبکه خیابان های باریک قرون وسطایی – تقدیس شده است، شهر به طور استوار برای تقویت کیفیت حیات خیابان هایش عمل کرده است. طی 40 سال از زمانی که خیابان اصلی کپنهاگ به یک معبر پیاده رو تبدیل شده است برنامه ریزان شهری گام های بیشماری برای تبدیل شهر از یک مکان متمایل به ماشین به نوع صمیمی مردمی برداشته اند. برنامه کوپنهاگ برای یک شهر صمیمانه پیاده بیشتر از این قرارند:

 

 

برنامه 10 قسمتی کوپنهاگ

 

1- تبدیل خیابان ها به معابر پیاده

شهر در سال 1962 خیابان اصلی خود (Stroget) را به یک معبر پیاده تبدیل کرد. در دهه های موفقیت به تدریج  معابر پیاده بیشتری اضافه شد که به معابر پیاده اصلی تر متصل شدند، که در آن ها عابرین پیاده و دوچرخه سواران حق عبور داشتند اما ماشین ها در سرعت پائین مجاز بودند.

 

 

2 – کاهش تدریجی عبور و مرور و پارکینگ ها

برای ثابت نگه داشتن حجم عبور و مرور شهر شمار ماشین ها در مرکز شهر را بوسیله حذف پارکینگ ها به میزان 2 – 3 درصد در سال کاهش داد. بین 1986 تا 1996 شهر تقریبا 600 پارکینگ را حذف کرد.

 

3 – تبدیل زمین پارکینگ ها به عرصه های عمومی

ایجاد معابر پیاده زمین های پارکینگ ها را آزاد کرد، و امکان تبدیل آن ها به میدان های عمومی فراهم شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در ماشین ها و خانه های حومه ای خود محبوس هستیم، زمان یا فرصت کمی برای ارتباط اجتماعی و ملاقات های معمول تصادفی که در هنگام پیاده روی در طول پیاده روهای صمیمی و در حوالی فضاهای عمومی اتفاق می افتد، داریم. به این دلیل که ما زمان بیشتر و بیشتری گرفتار در ترافیک می گذرانیم، زمان کمتر و کمتری برای شرکت و درگیر شدن در جامعه خود داریم. بعلاوه ترکیب ناساختاری حومه ها با کیفیت پائین معماری اثری خراب بر همه دارد.

 

 

اقتصادی

اکنون ما وقت خود را بیش از هر زمانی در ترافیک با فشار روحی، و تقریبا 30% درآمدمان را بر پرداخت های بنزین، نگهداری و بیمه ماشین مصرف می کنیم. بیشترین مالیات های ما برای ساخت بی حد جاده ها و بزرگراه ها، با باقی مانده کمی برای مسائل باارزش مانند آموزش، ساخت و سازهای عمرانی، معماری کیفیت و عرصه های عمومی یا ساخت سیستم های جدید قطار خرج می شود. تلاش ما برای جلب رضایت برای استفاده از ماشین خشکاندن اقتصاد ملی مانند دارائی های شخصی ماست. بعلاوه همچنان که زمان بیشتر و بیشتری در گرفتاری در ترافیک به هدر می رود شبکه بزرگراه ها و فرودگاه ها در حال خفه کردن اقتصاد ملی و منطقه ای ماست. این بطور گسترده تولید ملی ما را پائین می آورد در حالیکه هزینه تجارت را برای هر کسی بالا می برد.

 

 

محیطی

تخلیه مداوم دود به اتمسفر که ماشین های ما روزانه انجام می دهند، اثرش را از راه های مختلف بر محیط جهان می گذارد، و به تنزل سیستم طبیعی که ما برای تقویت زندگی به آن وابسته هستیم ادامه می دهد. ساخت مداوم جاده یا بزرگراه های بیشتری با توسعه کم تراکم حومه نشینی مایل ها محیط طبیعی غیر قابل تعویض را مصرف می کند.

سلامت

کیفیت زندگی با گرفتار شدن بیشتر ما در ترافیک بدتر می شود. محیط زشت و تحت تسلط ماشین ما بسیار پرفشار، بی نهایت ناسالم (بوسیله سم مداوم دود که ما همه روزه تنفس می کنیم) و بسیار مرگبار (بوسیله تصادف های بی حد ماشینی) است. این محیط پر از فشار روحی اثر خود را بر ما از راه های بیشماری وارد می کند: خشم و فشار روحی زیاد، الکلیسم و سوء استفاده از دارو، بالا رفتن نرخ طلاق، افزایش میزان سرطان و بیماری های دیگر محیطی و نارضایتی کلی از زندگی هایمان.

 

راه حل: شهرهای پیاده رو

 

 

شهرهای پیاده رو (Pedestrian Cities)

 

طراحی مکان هایی برای آسایش و سرگرمی پیاده ها یکی از مهم ترین نمودهای شهرسازی نوین است. در سطوح بالای شهرسازی مناسب ترین مکان ها در جهان شهرهای با شبکه های یکپارچه از مسیرهای خالی از ماشین مشهور به شهرهای پیاده رو می باشد.

شهرهای پیاده رو در حال محبوب شدن در سراسر جهان است. امکان پیاده روی در ترکیبی از مغازه ها، رستوران ها، دکه های روزنامه فروشی، کافه ها و بازارهای سرباز به همراه مراکز کار و مجاورت با مکان های خالی از ماشین بالاترین سطح کیفیت زندگی را ارائه می دهد. اکنون خواسته در حال افزایشی برای پیاده رو کردن کل بخش های شهر و اتصال مستقیم به قطار وجود دارد.

 

ونیز ایتالیا بزرگ ترین شهر پیاده رو در دنیا شناخته شده است زیرا شامل خیابان های پیاده رو کاملا خالی از ماشین می باشد. کل شهر ماشینی که در خیابان ها کار کند ندارد. شهر کلا متراکم است که تا کنون آرامش بخش ترین و دلپذیرترین شهر در دنیا بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

کپنهاگ از دیگر شهرهای پیاده روی بزرگ جهان است. گرچه بوسیله خصوصیات قدیمی خاصی – مانند یک شبکه خیابان های باریک قرون وسطایی – تقدیس شده است، شهر به طور استوار برای تقویت کیفیت حیات خیابان هایش عمل کرده است. طی 40 سال از زمانی که خیابان اصلی کپنهاگ به یک معبر پیاده رو تبدیل شده است برنامه ریزان شهری گام های بیشماری برای تبدیل شهر از یک مکان متمایل به ماشین به نوع صمیمی مردمی برداشته اند. برنامه کوپنهاگ برای یک شهر صمیمانه پیاده بیشتر از این قرارند:

 

 

برنامه 10 قسمتی کوپنهاگ

 

1- تبدیل خیابان ها به معابر پیاده

شهر در سال 1962 خیابان اصلی خود (Stroget) را به یک معبر پیاده تبدیل کرد. در دهه های موفقیت به تدریج  معابر پیاده بیشتری اضافه شد که به معابر پیاده اصلی تر متصل شدند، که در آن ها عابرین پیاده و دوچرخه سواران حق عبور داشتند اما ماشین ها در سرعت پائین مجاز بودند.

 

 

2 – کاهش تدریجی عبور و مرور و پارکینگ ها

برای ثابت نگه داشتن حجم عبور و مرور شهر شمار ماشین ها در مرکز شهر را بوسیله حذف پارکینگ ها به میزان 2 – 3 درصد در سال کاهش داد. بین 1986 تا 1996 شهر تقریبا 600 پارکینگ را حذف کرد.

 

3 – تبدیل زمین پارکینگ ها به عرصه های عمومی

ایجاد معابر پیاده زمین های پارکینگ ها را آزاد کرد، و امکان تبدیل آن ها به میدان های عمومی فراهم شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4 – حفظ مقیاس متراکم و کوتاه

برافراشتگی کم و متراکم ساختمان ها اجازه عبور باد از آن ها را می دهد که مرکز شهر را ملایم تر و کمتر از بقیه قسمت های کوپنهاگ بادگیر می کند.

 

5 – حفظ مقیاس انسانی

مقیاس نسبتا پائین شهر و شبکه معابر، پیاده روی را تجربه ای دلپذیر می کند. بناهای تاریخی آن با خمیدگی، سایبان ها و درگاه ها برای مردم مکان هایی برای ایستادن و نشستن (مکث) ایجاد کرده اند.

 

6 – مسکون کردن هسته مرکزی

اکنون بیش از 6800 نفر از ساکنین در مرکز شهر زندگی می کنند. آن ها وابستگی خود را به ماشین قطع کردند و هنگام شب پنجره های روشن آن ها به پیاده های بیننده احساسی از امنیت می دهد.

 

 

7- تشویق زندگی به سبک دانش آموزان

دانش آموزانی که همه روزه با دوچرخه به مدرسه می روند به تراکم ترافیک اضافه نمی شوند، برعکس، حضور فعال آن ها، شب و روز، شهر را روح می بخشند.

 

8 – وفق دادن شهر به فصول مختلف

کافه های سرباز، میدان های عمومی و مجریان خیابان هزاران نفر را در تابستان جلب می کنند، رینگ های اسکیت، سکوهای هیتر و هیترها در گوشه های خیابان ها زمستان را در مرکز شهر لذت بخش می کنند.

 

9 – ترویج دوچرخه سواری به عنوان سبک اصلی حمل و نقل

شهر مسیرهای دوچرخه رو را بنا کرد و انواع موجود آن را گسترش داد. آن ها فضاهای عبور دوچرخه را بوسیله محدود کردن پارکینگ ها – در نزدیکی تقاطع ها – ایجاد کردند. اکنون 34 درصد از اهالی کوپنهاگ که در شهر کار می کنند با دوچرخه به محل کار خود می روند.

 

10 – دسترس پذیر کردن دوچرخه ها

شهر سیستم دوچرخه سواری شهر را در 1995 مطرح کرد، که به هر کسی اجازه می داد از ایستگاه های کل شهر با سکه ای دوچرخه قرض کند. هنگام پایان کار، به راحتی آن ها را در هر کدام از 110 ایستگاه دوچرخه سواری که در مرکز شهر مستقر شده بودند، می گذاشتند و پول آن ها پس داده می شد.

 

علیرضا محمودی ; ٩:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱